نتیجه‌ای برای «» یافت نشد

دست

پیچک دور د یوار
خسته شد از انتظار

می خونه با دل زار
کی میشه وقت دیدار


چون رفتی و نموندی
آ تیش زدی سوزوندی

گره زدی به کارم
به روز و روز گا رم


دست تو می تواند
این گره را گشا ید

منتظرم بیا یی
فصل غمم سر آ ید


کلا ف سر در گمم
یه گلد ون بی گلم

هنوز باور ندارم
تو رفتی از کنارم


پیچیده بر دو پا یم
طنا ب غصه ها یم

گره خو رده امورم
شکسته شد غرورم


دست تو می تواند
این گره را گشا ید

منتظرم بیا یی
فصل غمم سر آ ید


هجو م باد در هوا
چا له و چاه زیر پا

شد م غمین و تنها
بریده از آ د ما


شبهای پر ستاره
بی تو چه فایده داره

بر گر د بیا دو باره
که غصه ام هزا ره


دست تو می تواند
این گره را گشا ید

منتظرم بیا یی
فصل غمم سر آ ید

علی کتانی ( الیاس)